قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
4925
تاريخ الفي ( فارسى )
ديگر از امرا از راه آمد به جانب قلعهء النجق - كه مدت دو سال لشكر صاحبقران آن را به نوبت محاصره مىنمودند - روان شد و بعد از فتح آن قلعه به گرجستان درآيند . و قبل از رسيدن شهزادگان ، مردم قلعهء النجق را آزوقه تمام شد و ناچار امير فيروز شاه و شيخ محمد داروغه را كه نوبت محاصرهء ايشان بود ، ملازمت كرده قلعه را سپردند « 1 » و سيد احمد علناى « 2 » ، كوتوال آنجا را بند كرده به اردوى همايون فرستادند . و شاهزادگان در راه قلعهء النجق آگاه شده به گرجستان رفتند و ملك گرگين اظهار اطاعت نموده شرط كرد كه چون صاحبقران نزديك رسد به ملازمت آيد . و شاهزادگان در منكول و حوالى آن مقام كرده صورت حال را عرضه داشت كردند . و سلطان محمود خان و [ 516 ب ] و اميرزاده رستم و امير سليمانشاه و جمعى ديگر از امرا به ايلغار به موجب حكم به بغداد روان شدند و به آنجا رسيدند . فرج « 3 » نامى از قوم جلاير ، حاكم بغداد بود . با حاكم مندليج و والى بعقوبا « 4 » اتفاق كرده به قرب مداين از دجله گذشتند . و فرخشاه از دجله « 5 » و ميكاييل بن اران بر فرج ملحق شدند و قرار جنگ به خود دادند و جنگ كرده شكست يافتند و حاكم بعقوبا كشته شد ، باقى گريختند و بعضى در آب غرق شدند و جمعى به هزار حيله فوج خود را به قلعهء بغداد رسانيدند و قلعه را استحكام داده به جنگ ايستادند . و چون وقت گرما بود و آن ولايت چنان گرم مىشود كه مجال زره و خفتان پوشيدن نمىماند ، كار بر لشكر منصور تنگ شد . و فرج مىگفت كه « سلطان احمد به من گفته كه قلعه را چون صاحبقران به نفس نفيس برسد تسليم كن . » و اين حكايت به تفصيل به درگاه عرضه داشت شد . و صاحبقران كه متوجه تبريز بود اين خبر شنيد ، از آب دجله گذشته متوجه بغداد شد . « 6 » و شرح احوال سلطان احمد آن است كه چون او و قرايوسف نزد ايلدرم بايزيد رفتند ، او را چندان وسوسه كردند كه لشكر به ارزنجان آورد و امير طهرتن را عاجز كرد و سلطان احمد شفيع شده او را نزد ايلدرم بايزيد برد و ارزنجان را به او داده زن و فرزند او را به نوازش به برسا بردند و ايلدرم بايزيد به روم رفته سلطان احمد را به بغداد فرستاد . و سلطان احمد چند روزى در بغداد بود و به جانب حلّه رفت و از حلّه به جنگ حشم اويرات رفته و سيد احمد كلانتر ايشان را به قتل آورد و باز متوجه بغداد شد . و اميرى از لشكر جغتاى در بعقوبا بود گريخته به تبريز رفت و بغداد تمام به ضبط سلطان احمد درآمد . و به بصره رفته با حكام آنجا
--> ( 1 ) . خبر تسليم قلعهء النجق در حوالى اونيك به امرا و شاهزادگان رسيد . ( 2 ) . در هر سه نسخه به همين صورت ثبت شده : بىنقطه . ( 3 ) . ق ، ش : فرخ . ظفرنامه و روضة الصفا : فرج . ( 4 ) . م : والى بغداد ؛ ق : بعقوبه ؛ بعقوبا شهرى بزرگ در 10 فرسخى بغداد . ( 5 ) . م ، رمله . ( 6 ) . ظفرنامه : « امير صاحبقران از راه الطون كوپرى به نفس خود متوجه بغداد شد . »